ميرزا محمد على وفا زواره اى
248
تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )
سيما 210 اسمش ميرزا عبد الكريم ، از نتايج افاضل سميرم ، من اعمال اصفهان ، وى نيز به مساق اسلاف و مفخر اخلاف است . در عنفوان شباب ، با ذكايى كه برق خاطف همعنانىاش نتواند و وهم سبكرو ، در اولين قدمش فروماند ، به اكتساب علوم پرداخت و در اكثر فنون ، خاصّه رياضى ، به اندك وقتى خود را فارغ ساخت . با آنكه هنوزش ، عهد شباب زندگانى و رياض عمرش را طراوت جوانى است ، در اكثر علوم ماهر است و سرانگشت فكرتش ، در انحلال غوامض مسائل ، قادر . الحق بدان علوّ ادراك و صفاى قريحت ، كمتر كسى از اذكيا مشهور آمده و اين مايهء هنر را در ساحات ظلال عنايات قدوة الايام مقتدى الانام - افاض اللّه بدوامه الاسلام - حاصل آورده و از بركات انفاس مباركش ، به جمع افاضل ، متواصل گرديده . چندى به هواى تفرّج بلدان و ملاقات اكابر دوران ، به سمت رى و آذربايجان و گيلان ، با اشراف و اعاظم هر ديار و شاهزادگان عالىمقدار و اركان دولت شاهى و اعيان حضرت ظلاللّهى ، مجالس و مؤانس آمد . چون در آن معاملت ، جز زيان كردن عمر گرانبها سودى نيافت ، به درگاه سپهر اشتباه اسلاميان پناه - روح من يروح فداه - شتافت . از آستان پير مغان ، سر چرا كشم ؟ « 1 » * دولت در اين سرا و گشايش در اين در است 211 اينك از جناب مستطابش ، همواره در استفادت است و پيوسته در كسب سعادت . در مراتب شاعرى ماهر است و طبعش ، در هر نوع از شعر ، خاصّه قصيدهسرايى ، قادر . هنگامى كه سركار شرايعمدار قدوة الايام و مقتدى الانام - متع اللّه ببقائه الاسلام - انجام امور مسجد مبارك جديدالبناى آسمان مبنا را ، اهتمامات لازمه ، معمول بود ، به واسطهء قطع ستونهاى سنگين مسجد 212 كه مشهود هركس و دليل استحكام بنيان جلالتش را همين بس است ، كه پس از
--> ( 1 ) - كشيم